چرا رهبران از رها کردن مانع ها عاجزند؟
در آفریقا، برای گرفتن میمونها، تلهای ساده اما مؤثر استفاده میشود:
مقداری بادام داخل ظرفی با دهانهی باریک قرار میدهند. میمون دستش را داخل ظرف میکند، مشتاش را دور بادامها میبندد، اما… حالا دستش از دهانه رد نمیشود.
او تنها کافیست بادامها را رها کند تا آزاد شود—ولی نمیتواند.
او گیر نمیافتد چون تله پیچیده است؛ گیر میافتد چون نمیخواهد رها کند.
در دنیای کسبوکار هم، بسیاری از رهبران دقیقاً همینجا متوقف میشوند:
چسبیده به ساختارهای قدیمی، نقشهای ثابت، باورهایی که دیگر کار نمیکنند یا کنترلهایی که بیشتر مانعاند تا کمک.
رها کردن، همیشه به معنای تسلیم شدن نیست؛
گاهی یعنی هوشمندانهتر دیدن، بالغتر تصمیم گرفتن، و آماده بودن برای رشد.
گاهی لازم است از خود بپرسیم:
کدام «بادامها» در دستان من، باعث شدهاند نتوانم حرکت کنم؟