پنج سال دیگه خودتو کجا می بینی ؟
یه سوال کلیشهای تو مصاحبههای شرکتهای درجهیکی مثل آمازون و گوگله؛
جاهایی که داشتن یه برنامهریزی بلندمدت یه حق طبیعیه، نه یه آرزوی قشنگ و دور از دسترس.
ولی برای منی که توی خاورمیانه زندگی میکنم، این سوال همیشه یهجورایی عجیب بوده.
این روزها دیگه با چشم دیدیم که شاید بهتر باشه سوال رو اینطوری بپرسیم:
«پنج دقیقه دیگه خودتو کجا میبینی؟»
یا حتی: «پنج دقیقه دیگه هنوز زنده هستی؟»
ما تو منطقهای زندگی میکنیم که سرعت تغییرات توش از سرعت تصمیمگیری جلو زده. جایی که ممکنه یه مسیر شغلی، یه تصمیم شخصی یا حتی کل شرایط اجتماعی، توی چند ساعت عوض بشه.
این یعنی ناامیدی؟ نه لزوما.
بهنظرم ماها آدمایی هستیم با بالاترین سطح سازگاری، انعطاف و تطبیقپذیری.
یعنی هنوز بلدیم تو دل بیثباتی، حرکت کنیم، یاد بگیریم، رشد کنیم.
۱۲ روز سخت رو گذروندیم…
و قطعا دیگه اون آدم قبلی نیستیم.
ولی همین که هنوز مینویسیم، هنوز ارتباط میگیریم و تلاش میکنیم، خودش یه شکل دیگهای از مقاومت و رشد تو دنیای امروزه.
من خوشحالم که دوباره برگشتم به این فضا.
با تجربهای بیشتر و نگاهی واقعیتر به زندگی…
توی جایی که پایداریش با بقیه دنیا فرق داره