سندروم كم خونی سازمانی
در شرایط کم رمق اقتصادی و تجربه شوکهای اقتصادی و مناقشات متعدد سازمانی، اغلب #افراد_کم_استعداد دوام بیشتری می آورند و بالعکس #افراد_مستعد به دلایل مختلف ازجمله کمبود نقدینگی کنار می روند و یا کنار گذاشته می شوند؛
اما زمانی که اوضاع رو به بهبود می گذارد ، سازمانها با #فقدان_استعداد، انرژی و پویایی لازم برای سرمایه گذاری روبرو می شوند.
یکی از بیماریهایی که در این شرایط مدیران نیز به آن دامن می زنند #سندروم_کم_خونی_سازمانی است؛
یعنی اینکه « نیروهای موثر را کنار می گذارند که این یک اشتباه بزرگ مدیریتی است. »
نیروی انسانی سازمان به چهار دسته تقسیم می شوند:
دسته اول #گلدمن ها ؛ نیروهایی که فراتر از انتظار کار می کنند و بسیار توانمند و عالی هستند و حدود یک درصد از نیروهای سازمان را شامل می شود. ..
دسته دوم #سیلورمن ها ؛
آنها 6 درصد از نیروهای سازمان هستند. این دسته هم فراتر از انتظار کار می کنند اما نه به اندازه وکیفیت گلدمن ها. ..
دسته سوم #برنزمن ها ؛ حدود 46 درصد نیروهای سازمان برنزمن ها هستند و وظایف خود را خوب انجام می دهند اما بیشتر از حد وظایف. خود قدم بر نمی دارند…
دسته چهارم #وودمن ها (نیروهای چوبی)؛ در اکثر سازمان ها چون ارزیابی عملکرد درستی وجود ندارد 47 درصد نیروها در این دسته قرار می گیرند.
یعنی نیروهایی هستند که اگر از سازمان بیرون روند، شرایط بهتری نیز نخواهند داشت.
و چه بسا خروج آنها به نفع سازمان است…
معمولاً در دوران بحران اقتصادی، گلدمن ها و سیلورمن ها تمایل بسیاری برای خروج از سازمان دارند چون در این شرایط خواستگارهای بسیاری به همراه شرایط بهتر پیدا می کنند و از طرفی نیروهای چاپلوس و وودمن ها به سازمان می چسبند و چون مدیران فکر می کنند بایستی هزینه ها را پایین بیاورند، با نگهداشت وودمن ها و از دست دادن گلدمن ها و سیلورمن ها هزینه ها به شکل اشتباهی کاهش می یابد و سازمان را دچار گرفتاری استراتژیک میکند…