مدیران بی کفایت
مدیران بی کفایت
معضلی تحت عنوان “مدیران بی کفایت” سالیان سال است که کشورمان را آزار میدهد.
مدیرانی که همواره بر سر کار بوده و هستند.
اینان نشات گرفته از روح “قانون بقای انرژی”، از صحنه مدیریت هیچگاه بیرون نرفته و تنها از سازمانی به سازمان دیگر منتقل میشوند.
داستان غمانگیزی که در مورد اکثرشان وجود دارد این است که در هیچ کدام از سازمانهایی که در آنها مدیریت کردهاند، دستاورد و عملکرد قابل توجهی از خود بجا نگذاشتهاند.
ویژگی مشترک بسیاری از این جماعت بیکفایت این است که “متعهدنمای غیرمتخصص” هستند!
🔰تعریف تعهد از نگاه بسیاری از این مدیران، به قدری تنزل یافته که تنها به ظواهر و پوستهای ریاگونه بدل گشته است!
اما تبعات مسئولیت گرفتن اینگونه افراد برای سازمانها و کشورمان چه بوده است؟
✔️1 چون خود کوچکند، نمیتوانند با افراد بزرگ کار کنند و هر فردی را که در سازمانشان از آنها به لحاظ تخصص و تجربه بالاتر باشد، از دور خارج میکنند و به حاشیه میرانند.
✔️2 چون صندلی آنها از خودشان بزرگتر است، بیشتر انرژیشان را صرف محکم کردن جای پای خود و ریشه دواندن در سازمان میکنند تا رشد و پیشرفت سازمان متبوعشان.
✔️3 چون به صلاحیت خود اعتماد ندارند، همواره این ترس را با خود یدک میکشند که نکند صندلیشان را از دست داده و خانهنشین شوند.
لذا ترجیح میدهند زود بار خود را به جهت مالی ببندند تا اگر از دور مناصب مدیریت خارج شدند دچار مشکل نشوند.
در نتیجه هیچ فرصت قانونی و یا غیرقانونی را برای ثروتاندوزی از دست نمیدهند.
🔰اگر شاکله اصلی فرهنگ مدیریتی کشور را “متعهدنماهای غیرمتخصص” بسازند، امید چندانی به آینده نخواهد بود.
باتشکر
ابوالفضل شاهزاده حمزه